نام کاربری : anise_mohammad
خانم متاهل , 19 ساله
ساکن URUM
تحصیلات دکتری و بالاتر ,~_~

قابلیت تشخیص شباهت روانشناسی
توسط این کاربر غیرفعال شده است
-





دنیایِ طلبگی ... :)


اول هاش نمیخواستم قبول کنم واقعا طلبه ام ولی نمیشد ...
بعد از چشیدنِ خیلی دردسرا فهمیدم واقعا اینطوریه !


باید قبول میکردم، باید کنار میومدم ...
کنار اومدم ...


دوس دارم بدونید
ما ام مثلِ شما با رفقامون میریم بیرون ..
ما ام امتحان لغو میکنیم ...
ما ام دورِ همی داریم ...
شلوغی داریم ...
اینجا هرکسی هرکسی رو میبینه سلام میکنه (شاید حتی بارِ اولِ میبیندش) ...


اینجا بچه ها از هم میگذرن واسه بقیه ...
اینجا کسی خودخواه نیس ...
اینجا کسی بدِ اون یکی رو نمیخواد ...
اینجا همه با خلوص نیت واردش شدن...
اینجا چیزی به اسم پُز دادن نیس ...
اینجا بچه ها همو دعوت میکنن حجره هاشون (همون اتاق) ما بهش میگیم حجره ؛)
اینجا همه موقعِ عذا دلگیرن و مشکی میپوشن ...
اینجا موقعِ شادی همه سوت و کف و حتی آرایش ...
اینجا خنده و شادی و محبت موج میزنه .


اینجا خبری از مفت خوری نیست
خبری از حق خوردن نیس
خبری از ظلم نیس ...


ما داریم یاد میگیریم باید نمادِ یه چیزی باشیم که بهش معتقدیم ..‌.


این مسئولیت واقعا سخته!
ولی سعی میکنیم به مرحله ای برسیم که سخت تر از سنگ باشیم و نرم تر از همه چی :)


فقط قصد داشتم بدونید ما ام مثلِ بقیه ی قشرِ جامعه دوست داشتنی هستیم و هوایِ همه هم وطنامونو داریم :)


این چشم هایی که تو عکس میبینید خیلی اذیت شده از دستِ دور و اطرافش تا که فهمیده بااااید قبول کنه که طلبس !


این چشما اونقد طاقت داره که به این زودیا کم نمیاره ...


مواظبِ خوبیاتون باشید
شاید دیگه کمتر بیام
ولی مدتی که بودم دوست داشتم حداقل
یه نفعی داشته باشم!


شبتون بخیر ، یاعلی