-
خوش آمد گویی!

[پیام خودکار شبکه اجتماعی پارس یونیت]
-
چی باعث شد که فکر کنید این رابطه 2 ماهتون
تو سن 15 سالگی به ازدواج ختم میشه؟



--
خــدا رو کـلاََ عشـقِ حـآجـی ...
رقص خنده دار شکلک ها stickman

--
منبع : Parsunit.com/social/mr_ho3ein
-

تمام سال بی تو پر از سوز زمستون ..!!


--
از بدی کردن باید بیشتر ترسید تا بدی دیدن ...!

-
0:

[از درونـــم یکی فری

[از درونـــم یکی فریاد میزنه..]0:
وجود تو شوخیه زشتی بود ک پدرت با مادرت کرد..!
[:)]
-
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۳
فرهنگ "
تب جدید دختران ایرانی: دلم می‌خواهد کُره‌ای باشم!
روانشناسان رابطه معنادار تب کُره‌ای شدن و احساس نیاز به تغییر جنسیت را تأیید می‌کنند.
..نوشته بلندیست ولی خواندنیست ؟
به گزارش ایران، نازنین دختر 19 ساله‌ای است که تمام زندگیش عشق به کره جنوبی است. او روی کوله‌پشتی و پولیوری که پوشیده برچسب‌هایی به زبان کره‌‌ای زده. او حالا دو سال است که تصمیم گرفته از ایران برود و در سئول زندگی کند. هفته‌ای سه بار با مادرش به کلاس خصوصی زبان کره‌ای می‌رود و هر روز با گوش کردن به آهنگ‌ها و دیدن سریال‌ها تمرین می‌کند. او دلباخته خواننده‌ها و بازیگران کره‌ای است و اتاقش پر از عکس‌های آنها. اما این داستان تنها داستان نازنین نیست.

به گفته روانشناسانی که با آنها صحبت کرده‌ام دختران و پسران جوان زیادی در ایران عاشق کره جنوبی هستند. دختران و پسرانی که تمام آرزویشان دیدن هنرمندان کره‌ای است و شاید بهتر باشد بگویم؛ کره‌ای شدن. این روانشناسان تأیید می‌کنند که با تب کره‌ای شدن مواجه هستیم تا جایی که حتی بعضی‌ها می‌خواهند عمل تغییر جنسیت بدهند تا شاید از این طریق بیشتر شبیه کره‌ای‌ها شوند. در این مرحله است که پدران و مادران ناچار از مراجعه به روانشناسان هستند. در این جلسات بزودی مشخص می‌شود که ادعای مطابق نبودن روح و جسم درست نیست و نیازی هم به عمل تغییر جنسیت نیست، بلکه ریشه قضیه خیلی ساده در هیجان کره‌ای شدن است. کره‌ای شدن؟ چرا و به چه دلیل؟


اولین پرده از داستان عشق ایرانی‌ها به کره جنوبی از سریال‌های تلویزیونی شروع شد. سریال‌هایی که هر شب مردم را پای تلویزیون میخکوب می‌کرد. قصه‌هایی از مردان دلیر و جنگجو یا زنانی که پا به پای مردها کار می‌کردند. "جواهری در قصر" و "امپراطور دریا" با بازیگرانی که بسرعت به دل مردم راه پیدا می‌کردند تب کره را در ایران شعله ور کردند. آن زمان تی‌شرت‌ها و عکس‌های این بازیگران بخوبی به فروش می‌رفت و رستوران‌های آسیای شرقی تهران هر روز شلوغ‌تر می‌شد. اما کار به اینجا ختم نشد و شبکه‌های ماهواره‌ای با انبوهی از سریال‌های 500 قسمتی هم روی موج آمدند. چه کسی فکر می‌کرد این تب ریشه بدواند و حالا تبدیل به نوعی فرهنگ گریزی و آموزش زبان و رقص و آشپزی و حتی جنسیت گریزی شود. آیا با تغییر جنسیت می‌شود شبیه دختران و پسران کره‌ای شد؟ اگر بشود که به دردسرش می‌ارزد!


احمد اخوان روانشناس را در دفترش ملاقات می‌کنیم. او از دختران و پسرانی می‌گوید که برای مشاوره در مورد تغییر جنسیت به دفتر روانشناسی می‌آیند. نوجوانانی در سنین بین 15 تا 20 سال: "از فروردین تا حالا 13 پرونده که 9 پرونده متعلق به دختران و چهار پرونده متعلق به پسران بوده با تفکرات ترنس داشته‌ایم. سال پیش هم 25 پرونده داشتیم. اغلب مراجعه می‌کنند تا ما خانواده‌ها را راضی کنیم که آنها عمل کنند یا برعکس؛ خانواده‌ها مراجعه می‌کنند که آنها را پشیمان کنیم. معمولاً هم بعد از آزمایش غدد می‌فهمیم هیچ مشکلی وجود ندارد. بعد از مشاوره هم متوجه تأثیرپذیری آنها از فیلم‌ها و سریال‌ها و خوانندگان کره‌ای می‌شویم و شروع می‌کنیم به درمان."


اخوان برای ما از شکل لباس پوشیدن شبیه به هم مراجعین می‌گوید؛ دخترانی که لباس پسرانه می‌پوشند و پسرانی که موهای خود را صاف می‌کنند و روی صورتشان می‌ریزند: "بیشتر آنها بدون کلاس رفتن و در خانه زبان کره‌ای یاد گرفته‌اند و آنقدر مسلط هستند که به راحتی به این زبان صحبت می‌کنند. اغلب هم از طبقه اجتماعی متوسط به بالا هستند." وی از دختری می‌گوید که هر روز به خواننده مورد علاقه‌اش ایمیل می‌زده و به او ابراز عشق می‌کرده و تمام آهنگ‌هایش را هم از حفظ بوده.


نازنین و مادرش از کلاس خصوصی زبان کره‌ای بیرون می‌آیند. فقط می‌شود از روی نمادها و کلمات کره‌ای که روی لباس و کیفش زده فهمید که او از عاشقان کره است. آنها را توی حیاط مؤسسه آموزش زبان خارجی می‌بینم. مادرش زنی جوان است و آن‌طور که خودش می‌گوید هفته‌ای سه بار با هم به کلاس خصوصی می‌آیند و قصدش این است که بزودی برای ادامه تحصیل دخترش به سئول بروند. از او می‌پرسم چرا کره جنوبی؟ می‌گوید: "هر دوتا عاشق کره هستیم و خب این همه آدم به جاهای مختلف دنیا مهاجرت می‌کنند و ما هم کره جنوبی را دوست داریم."


انگار از سؤالم خوشش نیامده. نازنین وسط حرف می‌آید و با تعصب از علاقه‌اش به کره می‌گوید: "من مردمش را خیلی دوست دارم. با چند نفرشان توی شبکه‌های اجتماعی دوستم. باهم حرف می‌زنیم و بعضی وقت‌ها توی زبان کمکم می‌کنند. حتی یکی از آنها ایران آمد و همدیگر را دیدیم. خیلی مهربان و دوست داشتنی هستند." مادرش ساکت با چشمانی که تنگ شده و مشکوک به سؤال‌ و جواب‌ها گوش می‌دهد. از نازنین در مورد علاقه‌اش به موسیقی و سریال‌های کره‌ای می‌پرسم. لبخند روی لبش می‌آید و با ذوق خاصی از عشقش به خواننده‌ها و گروه‌های موسیقی کره‌ای می‌گوید: "آرزوی من است یک بار برم کنسرتشان. آنقدر به در و دیوار اتاقم عکس‌شان را زده‌ام که بعضی شب‌ها خواب می‌بینم وسط کنسرتم."
-
یه پاییز زردو
زمستون سردو
یه کلاس تنگو
یه مشق مشنگو
غم جمعه عصرو
مشقای مونده رو دستو
یه دنیا سئوالو؟!
تو دستم گذاشتی
کتابی دروغو
تکالیف بوقو
یه درس عمیقو
یه هفته دریغو
یه مغز مریضو
یه کویزه ریزو
یه دنیا محالو
تو سینم گذاشتی
تابستون کجـــــــــایی؟ دقیقا کجــــــــــایی؟
کجـــــایی تو بی من؟تو بی من کجایـــــــی؟
تعطیلات کجــــــایی؟دقیقا کجـــــــــایی؟
کجـــــــایی تو بی من تو بی من کجایی؟؟

مدرسه:(

مـــــن امــــــــدم
این چند روز که برای من یه قرن گذشت
برای شما چی ؟



--
بــــه ســــلامتــی اونی که همــه بــاشــن
اون نبـــاشــه
انگــــاری هیـــچکــی نیــــستــــ...
مشاهده پست‌های بیشتر