جملات زیبا فلسفی

گوته : استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی
1/4
سرخط خبرها
(2 ساعت پیش) صعود دشوار اینتر به یک چهارم نهایی کوپا ایتالیا(4 ساعت پیش) محرومیت موقت مایک دین از قضاوت در لیگ برتر(5 ساعت پیش) کلوپ: مقابل پلیموث باید مانند دیدار با یونایتد بازی کنیم(5 ساعت پیش) بازگشت کاستا به تمرینات تیمی چلسی(6 ساعت پیش) تمایل میلان به جذب مهاجم سابق بارسا(6 ساعت پیش) ترکیب اینتر – بولونیا(6 ساعت پیش) سوپرایز ویژه گواردیولا برای کودک سرطانی (عکس)(7 ساعت پیش) عصبانیت دخیا از رئال، مانع انتقال او به مادرید(8 ساعت پیش) زهیوی: دم پورموسوی و بچه ها گرم!(8 ساعت پیش) شکست نیروی زمینی در لیگ برتر هندبال(8 ساعت پیش) ماهینی: گل استقلال اعصابم را خرد کرد(8 ساعت پیش) ادامه درخشش طلایی پوشان آبادانی(عکس)(8 ساعت پیش) چمن خوب یادگار به سود ما شد/ نورمحمدی: می‌توانستیم تراکتور را ببریم(8 ساعت پیش) کاپیتان تیمش را 5 دقیقه قبل از برد تنها گذاشت(9 ساعت پیش) یادداشت ویژه :این استقلال نامتوازن/ سرتراشیده منصوریان و قلندری پورموسوی !

نتایج زنده فوتبال
صدای بعد گل زدن فعال باشد

نام کاربری : comrade

شغل ازاد

قابلیت تشخیص شباهت روانشناسی
توسط این کاربر غیرفعال شده است
-
- داستان دو راهب و یک دختر زیبا دو راهب در مسیر زیارت خود ، به قسمت کم عمق رودخانه ای رسیدند.
لب رودخانه ، دختر زیبائی را دیدند که لباس گرانقیمتی به تن داشت.
از آنجائی که ساحل رودخانه مرتفع بود و آن دختر خانم هم نمیخواست هنگام عبور لباسش آسیب ببیند ، منتظر ایستاده بود .

یکی از راهبها بدون مقدمه رفت و خانوم را سوارکولش کرد.



سپس او را از عرض رودخانه عبور داد و طرف دیگر روی قسمت خشک ساحل پائین گذاشت .
راهبها به راهشان ادامه دادند.

اما راهب دومی یک ساعت میشد که هی شکایت میکرد : ” مطمئنا این کار درستی نبود ، تو با یه خانم تماس داشتی ، نمیدونی که در حال عبادت و زیارت هستیم ؟ این عملت درست بر عکس دستورات بود ؟ “

و ادامه داد : ” تو چطور بخودت این اجازه رو دادی که بر خلاف قوانین رفتار کنی ؟ “

راهبی که خانم رو به این طرف رودخونه آورده بود ، سکوت میکرد ، اما دیگر تحملش طاق شد

و جواب داد:” من اون خانوم رو یه ساعت میشه زمین گذاشتم اما تو چرا هنوز داری اون رو تو ذهنت حمل میکنی ؟!