جملات زیبا فلسفی

فردوسی : کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است
1/4
سرخط خبرها
(2 هفته پیش) سطح دروازه بانی در فوتبال ایران بالا رفته/ میرزاپور: بیرانوند شایسته پیراهن تیم ملی است(2 هفته پیش) فلاحت زاده: کار سختی داریم اما .../ دربرابر استقلال دست و پا بسته نیستیم(2 هفته پیش) خبر خوش مدیرعامل استقلال قبل از دیدار با سایپا(2 هفته پیش) دیدار هاشمی با وزیر ورزش و جوانان عراق(2 هفته پیش) از دروغ‌ها و قصه‌هایی که گفتند ناراحتم/ نیکخواه‌بهرامی: دوست ندارند در ایران بازی کنم (2 هفته پیش) اردوی سوم تیم ملی کبدی برگزار می شود(2 هفته پیش) در ستایش سرخیو راموس، وارث "خوانیتو"/ آخرین ضربه را محکم تر بزن(2 هفته پیش) حداقل تغییر در ترکیب آبی پوشان؛/ ترکیب احتمالی استقلال برابر سایپا(2 هفته پیش) اوجاقی: هر سال سطح لیگ ووشو بالاتر می‌رود(2 هفته پیش) تعطیلی پنج روزه پرسپولیسی‌ها برای نوروز(2 هفته پیش) آیا کمیته انضباطی با مایلی‌کهن برخورد می‌کند؟ (2 هفته پیش) استقلال بدون مصدوم مقابل لوکوموتیو(2 هفته پیش) تیم ملی تنیس راهی تونس شد(2 هفته پیش) اعتراض سرخابی‌ها به ممنوعیت جذب بازیکن خارجی(2 هفته پیش) بازی ما و نفت جدال بهترین های لیگ است / علی‌عسگری: مشکلات داوری ما را قعرنشین کرد

نتایج زنده فوتبال
صدای بعد گل زدن فعال باشد

نام کاربری : comrade

شغل ازاد

قابلیت تشخیص شباهت روانشناسی
توسط این کاربر غیرفعال شده است
-
- داستان دو راهب و یک دختر زیبا دو راهب در مسیر زیارت خود ، به قسمت کم عمق رودخانه ای رسیدند.
لب رودخانه ، دختر زیبائی را دیدند که لباس گرانقیمتی به تن داشت.
از آنجائی که ساحل رودخانه مرتفع بود و آن دختر خانم هم نمیخواست هنگام عبور لباسش آسیب ببیند ، منتظر ایستاده بود .

یکی از راهبها بدون مقدمه رفت و خانوم را سوارکولش کرد.



سپس او را از عرض رودخانه عبور داد و طرف دیگر روی قسمت خشک ساحل پائین گذاشت .
راهبها به راهشان ادامه دادند.

اما راهب دومی یک ساعت میشد که هی شکایت میکرد : ” مطمئنا این کار درستی نبود ، تو با یه خانم تماس داشتی ، نمیدونی که در حال عبادت و زیارت هستیم ؟ این عملت درست بر عکس دستورات بود ؟ “

و ادامه داد : ” تو چطور بخودت این اجازه رو دادی که بر خلاف قوانین رفتار کنی ؟ “

راهبی که خانم رو به این طرف رودخونه آورده بود ، سکوت میکرد ، اما دیگر تحملش طاق شد

و جواب داد:” من اون خانوم رو یه ساعت میشه زمین گذاشتم اما تو چرا هنوز داری اون رو تو ذهنت حمل میکنی ؟!