جملات زیبا فلسفی

بیل گیتس : اگر فقیر به دنیا آمده‌اید، این اشتباه شما نیست اما اگر فقیر بمیرید، این اشتباه شما است
1/4
سرخط خبرها
(5 ماه پیش) سطح دروازه بانی در فوتبال ایران بالا رفته/ میرزاپور: بیرانوند شایسته پیراهن تیم ملی است(5 ماه پیش) فلاحت زاده: کار سختی داریم اما .../ دربرابر استقلال دست و پا بسته نیستیم(5 ماه پیش) خبر خوش مدیرعامل استقلال قبل از دیدار با سایپا(5 ماه پیش) دیدار هاشمی با وزیر ورزش و جوانان عراق(5 ماه پیش) از دروغ‌ها و قصه‌هایی که گفتند ناراحتم/ نیکخواه‌بهرامی: دوست ندارند در ایران بازی کنم (5 ماه پیش) اردوی سوم تیم ملی کبدی برگزار می شود(5 ماه پیش) در ستایش سرخیو راموس، وارث "خوانیتو"/ آخرین ضربه را محکم تر بزن(5 ماه پیش) حداقل تغییر در ترکیب آبی پوشان؛/ ترکیب احتمالی استقلال برابر سایپا(5 ماه پیش) اوجاقی: هر سال سطح لیگ ووشو بالاتر می‌رود(5 ماه پیش) تعطیلی پنج روزه پرسپولیسی‌ها برای نوروز(5 ماه پیش) آیا کمیته انضباطی با مایلی‌کهن برخورد می‌کند؟ (5 ماه پیش) استقلال بدون مصدوم مقابل لوکوموتیو(5 ماه پیش) تیم ملی تنیس راهی تونس شد(5 ماه پیش) اعتراض سرخابی‌ها به ممنوعیت جذب بازیکن خارجی(5 ماه پیش) بازی ما و نفت جدال بهترین های لیگ است / علی‌عسگری: مشکلات داوری ما را قعرنشین کرد

نتایج زنده فوتبال
صدای بعد گل زدن فعال باشد

نام کاربری : behabadi
آقا متاهل , 71 ساله
ساکن تهران
شغل بازنشسته
تحصیلات لیسانس ,حقوق

قابلیت تشخیص شباهت روانشناسی
توسط این کاربر غیرفعال شده است
-
بنام خدا
چه ظلمی بالاتر از این اتهام؟!
هرگاه نقدی ازسوی رسانه ای ویا نویسنده ای دلسوز انجام میشود انگشت اتهام بسوی او نشانه میرود واعلام میشودکه این رسانه ویا نویسنده درخط لیبرالها جبهه ملی حزب توده منافقین نهضت آزادی مشارکتی ها سلطنت طلب ها ودرجمع وابسته اجانب اند.
در حالیکه مگر طرفداران این گروه ها چند نفرند ؟ بباور بنده شاید مجموعه آنها را اگر جمع بزنیم یکصد هزار نفر هم نمیشوند چرا باید هر نقادی را به این گروه ها متهم کرد ؟اگر همه نقادان وابسته این گروه ها باشند درواقع شما دربرابر یک اقلیتی کوچک ناتوان بوده وهستید ونتوانستید آنانرا مجاب کنید. اما نقاد امروزی به یک جامعه بزرگ 20 تا 30 میلیونی تعلق دارد که نظرات خود با آراء خود درانتخابات 96 و92 صریحا اعلام داشت. آن نقاد به این مجموعه بزرگ تعلق دارد نه آن گروه متفرق واندک .
انصاف هم چیز خوبی است که برخی از مخالفان مردم فاقدآنند اگر قادر نیستید پاسخ مناسب بدهید اتهام نزنید .تازه مگر آن گروه اقلیتی که ازآنها نام میبرید چه کسانی هستند ؟ همه آنان درآغاز درهمه پرسی جمهوری اسلامی شرکت داشتند ورای (آری)بدان دادند اما کم طاقتی شما ویا دستهای پنهان درمیان شما موجب شد که کم کم از شما ونظام جدا شدند برخی را منحل کردید بعضی را درانزوا قرار دادید ومواردی هم بخاطر احساس خطر از کشور گریختند. آیا مایلید که این اکثریت عظیم پاره پاره شده وبدانها بپیوندند ؟ آیا این خیانت نیست که کاری کنیم تا بخشی ازمردم پشت به کشور ونظامشان کنند؟ این رفتار امامان معصوم ما بود؟
مدام دافعه دارید واز جاذبه خبری نیست نتایج انتخابات ها نشانه رفتارهای شماست .بجای آنکه دوستان را ازخود برانید دشمنان را جذب کنید وتا زمانیکه اینگونه اتهام زنی ها وجودارد کشور پیشرفت نخواهد کرد وروزی میرسد که دیگر کسی به ندای (هل من ناصر..)پاسخی نخواهدداد.قدرت برکسی وفا نکند وروزی میرسد که دیگر پایان راه است .
-

بنام خدا
مقام شهید در همه جای دنیا ودر هرفرهنگی والاست کسانی که برای دین وشرف ومیهن خود مبارزه کرده وجان باخته اند .چه در دنیای مادی وچه در سرزمین های الهی شهید همیشه مورد احترام بوده وخانواده وی در نزد مردم محترم است.
اما در جامعه ما برخی شهیدان را ابزار موفقیت خود در کارهایشان قرار داده اند . هرگاه با مخالف خود نمیتوانند پاسخ مثبت بدهند میروند پشت شهید وخانواده وی پنهان شده وموضع میگیرند . گویا شهیدان متعلق به گروهی هستند که تظاهر به طرفداری ازآنان دارند .تا کسی از مطلبی خلاف نقد میکند اورا متهم به خیانت به خون شهیدان میکنند. نمی خواهم نام ببرم وکلی میگویم .طرفداران شهیدان تنها آنانی نیستند که موجب شهادتشان بودند بلکه شهید متعلق بهمه مردم است . قرار نیست همه بروند وشهید شوند .قرار است انسان با میل واختیار خود این راه را برود .قرار نیست همه خرابیهارا بدلیل شهادت برخی عزیزان ندیده گرفت .قرار است هر چیزی درجای خود مورد نقد قرار گیرد . نقد مسایل جامعه هیچ ارتباطی با شهید وخون وی ندارد .بقول آن روایت (مداد العلما افضل من دماء الشهدا). اگر قرار بود همه اینراه را بروند امام حسین ع در کربلا دیگران را تشویق به برگشت بمدینه نمی نمود وتعداد اندکی ماندند وهرگز آنان که رفتند ملامت نشدند. ای برادر حزب اللهی اگر سخت طرفدار شهید هستی خود وارد میدان شو نه اینکه دیگران زیر سوال ببر. سوء استفاده از شهید وخون آن ممنوع ضمنا بیاد داشته باشید که درجنگ جهانی در آلمان وروسیه کسان بسیاری کشته شدند که ازهمه آنان به نیکی یاد میشود تنها رهبران آنان بودند که امروزه درصحنه روزگار بی نام ونشانند.
-

بنام خدا
کلاف سردرگم نقد درکشور
امروزه نقد در جامعه ایران درصدر همه امور است ودر تمامی مناصب وگروه هاوجوددارد. رهبری نظام از قصور مسولان انتقاد میکنند مسوولان از یکدیگر احزاب از مسوولان .قوای سه گانه از یکدیگر مردم از دولت ونظام و گاه نقد دولتی ها از مردم .خلاصه مساله نقد آنقدر فراوان شده است که در این رفت وبرگشت کلاف سردرگم شده است واینکه باید کسی پیدا شود سر این کلاف را پیدا کند وملت را از این چاه نقد بیرون آورد .اخیرا رهبری معظم در سخنانشان به رئیس جمهور در مراسم تنفیذ دولت را به مدارا وگوشدهی به نقد دیگران سفارش کردند. که قطعا توصیه ایشان اقلیتهارا وا میدارد که به نقد بیشتر دولت بپردازند وچون دولت درگیر امور مهمی است شاید براین کلاف سردرکم نیزبیافزاید.چرا ملت ما در امر نقد ویا هر مساله دیگری افراط میکند ونقدرا تبدیل به ابزاری برای نابودی میکند درحالیکه نقد وسیله رشد فرد وجامعه است چرا؟
اگر ببرخی از نقاشی های معما گونه که برای رسیدن به سر نخ چند راه پیش بینی شده بنگریم سرانجام درآن راهی برای رسیدن به مقصد پیدا میکنیم .اما اگر مقصدی درکار نباشد شما دردرون آن طرح مدام دور خود میچرخید وهرگز به انتها نمیرسید چرا که این طرح برای راهیابی نیست فقط برای سرگردانی ووقت گذرانی است . کلاف سردرگم نقد درایران بنظر بنده اینگونه است قرار نیست که به مقصد برسیم قرار است وقت بگذرد وسرگرم باشیم هم در ظاهر فضای نقدرا ترویج کرده ایم وهم مردم را دلگرم برای آینده نگاه میداریم .فعلا 4 دهه گذشته است .درخت انقلاب را امام راحل کاشته وبدست رهبری سپردند تا آبیاری کنند وامروز ما میوه های این درخت را می بینیم ومیخوریم واز تلخی آن فریاد برمی آوریم . چرا؟ مگر مردم ما نقش خودرا در این مدت با مشارکت خود درانتخابات نشان ندادند ؟ پس چرا از ره آورد آن ناخوشند؟ آیا مشکل در ملت است؟ چرا مساله نقد کلاف سردرگم شده است ؟ اگر قرار باشد که نقد یک بازی وسرگرمی باشد چه باید کرد؟ بگردیم ودراین کلاف نقطه تاریکی را که از دید مردم پنهان است پیدا کنیم که شاید سر کلاف همینجا باشد وبساط نقدبی درو پیکررا برچینیم .
-

بنام خدا
آیا با طبیعت مخالفیم؟
یک: چند نفر از نمایندگان مردم در مجلس علاقه خودرا نسبت به نماینده اروپا ابراز کردند وبا ایشان عکس گرفتند .این یک امر طبیعی است .مگر با خوک وسگ عکس گرفته اند؟ او نماینده قاره سبز وانسانی خونگرم است از ایتالیا مانند خود ما ودر مذاکرات هم همراه با ما بوده است .بما احترام گذاشته وآمده اند به کشورمان وباز با احترام برسر خود لچک هم گذاشته اند . چرا بازتاب علاقه نمایندگان به نماینده سیاسی اروپا که خود یک دانشمند سیاسی است با دید منفی نگاه شده است ؟مگر اسلام مهر ومحبتش بر کینه ودشمنی نمی چربد؟. این انعکاس طبیعی مردمی است که در برخورد با آدمها اینگونه عمل میکنند .مگر رفتار مردم ایران را با توریستها را مشاهده نکرده ایم؟ همه جا که نمیتوان دستوری ومطابق دستوالعمل عمل کرد .به احساسات مردمی بها بدهیم.
دو: دونفر از ورزشکاران ما در کشوری دیگر با ورزشکاران اسرائیلی بازی کرده اند. من ندیدم کسی از حرکت ایشان حمایت کند ولی این اقدام امری طبیعی بود . یک ورزشکار حریف خودرا دوست دارد واورا انسان می شمارد .آیا درست است این جوانان برخلاف طبیعت انسانی ورزشکاران دیگررا تحقیر کنند؟آیا این امر موجب کینه برای آینده نمیشود؟چرا باید مردم از بیان احساس خود بترسند وزندگی ریا کارانه ومتظاهرانه داشته باشند ؟اگر دولت ما موفق شد مساله حجاب ورزشکاران زن را حل کند بیاید با سازمان های ورزشی قراری بگذارد تا اساسا ورزشکاران ما رو درروی ورزشکاران اسرائیلی قرار نگیرد . از این طریق هرگز مساله احساسی وبی حرمتی به یک ورزشکار بدلیل مساله سیاسی روی نخواهد داد.
موارد دیگری هم هست که از اطاله مطلب می گذرم به احساسات انسانی توجه کنیم .بقول روانشناسان خیلی ها هنوز دوران کودکی ونوجوانی وجوانی را طی نکرده اند وما مقصر آنیم بگذارید انسان مسیر طبیعی خودرا طی کند .مخالفت با احساسات مردم جامعه را بسوی ریا وتظاهر سوق میدهد وسالها بعد نتیجه کارمان را می بینیم.
-

بنام خدا
برای آنانکه هنوز با برجام آشنا نشده اند کوتاه می نویسم . شورای امنیت سازمان ملل طی 7 قطعنامه ایران را بخاطر مساله هسته ای تحریم نمود با انتخاب دولت جدید درسال92 ومذاکرات فشرده وسنگین سرانجام با تنظیم برجام کلیه تحریمات سازمان ملل برچیده شد وپرونده ایران در آژانس بحالت عادی برگشت . پس از این توضیح کوتاه دومساله مطرح است
یک:اینکه مسوولیت تحریمات سازمان ملل برعهده دولتهای پیشین بوده است واین دولت آنها را فیصله داد.
دو:تحریمات دولت آمریکا که از اول انقلاب بوده وهم اکنون ادامه دارد ربطی به برجام ندارد و مسوولیت آنها نیز برعهده دولتهای پیشین از اول انقلاب به بعد ونهادهای دیگری غیر از دولت فعلی اند.
در نتیجه هرگاه آمریکا مساله تحریمات را مطرح میکند ویا ادامه میدهد نباید بدنبال برجام ومذاکرات هسته ای رفت باید علت آنهارا درجای دیگر دید.البته اگر آمریکا از برجام تخلف کند سازوکاری برای آن پیش بینی شده است.
نظام ما دولت آمریکارا دشمن قسم خورده میداند وهمه روزه برآن شعار مرگ میدهد طبیعی است که دشمن هم بیکار نمی نشیند وکار خودرا میکند . برای حل این معضل همانند مساله مذاکرات هسته ای باید شجاعانه تصمیم گرفت ووارد میدان شد ورئیس جمهور منتخب 96 اعلام آمادگی کرده اند .باید نهادهای دیگر این فرصت را بدهند تا ان شاء الله این معضل هم برطرف شود .
بنابراین ادامه وضعیت فعلی نه تنها به برجام مربوط نیست بلکه محصول سالها دشمنی فیمابین است . نکته بسیار مهم در این امر اینستکه اگر جمهوری اسلامی دقت نکند ومساله را گسترش دهد بنوعی که دولتهای دیگر همراه آمریکا شوند وباردیگر درشورای امنیت مارا محکوم وتحریم کنند دیگر شاید نتوان خودرا ازاین مخمصه نجات داد. البته این تنور برای برخی که نانشان درآن است همچنان دوست دارند که گرم بماند.
-

بنام خدا
یکی از احکام ارزشمند دین خدا حکم ثانوی ویا تشخیص مصلحت است که هم در امور فردی وهم در اجتماع جاری است . مثلا اگر حکم اولی در عمل دشوار باشد ویا انجام آن به مصلحت نباشد فرد میتواند آنرا در حد مصلحت تغییر دهد.البته بمحض رفع ضرورت ومصلحت حکم ثانوی به اولیه برمیگردد. در امور اجتماعی این تشخیص براساس نظر جمع یعنی اکثریت مردم است که در دهه اول انقلاب با دوسوم آراء نمایندگان مردم در مجلس صورت می پذیرفت.متاسفانه در اصلاح قانون اساسی درسال 68 این امر بگونه ای تغییر کرد که دیگر نقش مردم در تشخیص مصلحت کلا حذف شد . بجای تشخیص اکثریت مردم این نقش به رهبری داده شد تا خود مجمعی را با اعضای منصوب تشکیل دهند تا در موارد نیاز مصوبات مجلس بدانجا ارجاع گردد. عملا تشخیص مصلحت مردم به تشخیص مصلحت از سوی رهبری بدل گردید. حتی تعیین این مجمع نیز برعهده مجلس یا مردم قرار نگرفت . آنچه اکنون مطرح است گمشده ای بنام تشخیص مصلحت مردم است که خود درآن نقش ندارند وباید رهبری برای آنان این نقش را ایفا کنند . در اصلاح قانون اساسی باید نقش مردم در تشخیص مصلحت خود بدان باز گردد.
مشاهده پست‌های بیشتر