-

طریقه باتری به باتری کردن در یمن
-

راز دل دریائی
راز دل دریائی
-

آگاهی، یکی از نکاتی است که می تواند یک سفر کاملاً معمولی را خاطره انگیز کند. اطلاعاتی که قبل از هر سفر از مقصد و محل اقامت خود و شرایطی که قرار است در آن سفر نمائید، به دست می آورید در اکثر مواقع می تواند از دردسرهای بسیاری نجاتتان دهد؛ دردسرهایی که ممکن است منشاء تمام آنها، تنها یک واژه باشد!


همانطور که می دانید مهمترین چالشی که اغلب گردشگران قبل و هنگام سفر به خصوص در سفرهای خارجی با آن مواجه هستند، عدم آشنایی با لغات و اصطلاحات تخصصی گردشگری است. این اصطلاحات که اغلب به زبان انگلیسی بیان می شوند و بسیار پرکاربر نیز می باشند، ممکن است در مکانهای بی شماری نظیر آژانس های مسافرتی، فرودگاه ها، هنگام حضور در هواپیما، هتل و سایت های گردشگری به گوشتان بخورد. به این ترتیب تنها، زمانی که از آنها اطلاعات کافی داشته باشید، می توانید بیشترین بهره را از امکانات موجود در سفر خود ببرید و راه هرگونه سوء استفاده ناشی از عدم آگاهیتان را ببندید.


لغات و اصطلاحات گردشگری
با سیمرغ 24 همراه شوید تا باهم نگاه مختصری داشته باشیم به مهمترین و پرکاربردترین اصطلاحات تخصصی گردشگری که ممکن است در طول سفر با آنها مواجه شوید.


* اصطلاحاتی که ممکن است در هتل و محل اقامت خود با آنها مواجه شوید:


Accommodation: اتاق و اقامتگاهی که به مسافر ارائه می شود.
Allocation: تخصیص اتاق به سازمانی خاص با قیمت انحصاری را گویند.
Adjoining rooms: در هتل به اتاق های مجاوری اطلاق می شود که بین دو اتاق در ارتباطی وجود ندارد.
Connecting rooms: اتاق های مجاور در هتل، که هر یک دارای درهای جداگانه می باشند ولی با یک در از داخل به یکدیگر مرتبط می گردند.
Garden side room: اتاق هتلی که درهای آن رو به باغ باز می شود.
Garden view room: اتاق هتلی که چشم انداز به باغ دارد، اما دسترسی مستقیم به باغ ندارد.
King room: اتاق هتل با تخت های بزرگ
King-size bed: تختی برای دو نفر که در مقایسه با انواع تخت ها دارای بیشترین پهنا می باشد.
Frequent lodger: شخصی که به طور مداوم و متناوب به هتلی خاص سفر می نماید. هتل ها برای این افراد خدمات خاصی در نظر می گیرند.
Hold time: در صنعت هتلداری به ساعتی اطلاق می شود که اتاق های رزرو شده ای که گارانتی نمی باشند، برای فروش به دیگران آزاد می شوند و معمولا بین ساعت ۰۴:۰۰ و یا ۰۶:۰۰ بعدازظهر می باشد.
Housekeeping: خدمتکاری- یکی از واحدهای هتل که مسئولیت های متعددی دارد و مهم ترین آن نظافت اتاق ها می باشد.
Hotel voucher: یک رسید و سند از پیش پرداخت شده که برای اقامت در هتل استفاده می شود.


* اصطلاحاتی که ممکن است در هنگام خرید بلیط هواپیما و یا هنگام حضور در فرودگاه با آنها مواجه شوید:


Itinerary: برنامه سفر- توضیح کامل مسیر مسافرت از آغاز تا پایان را گویند که می تواند شامل پروازهای هوایی، رزرو هتل، ماشین، بازدید از جاذبه ها و غیره باشند.
Baggage: به معنای کالا و جامه دان می باشد.
Hand luggage: بار دستی که توسط مسافر به داخل هواپیما برده می شود و البته محدودیت هایی نیز توسط هواپیمایی در این زمینه اعمال می شود.
Carry on: چمدان دستی و باری که مسافر مجاز است به داخل هواپیما ببرد.
Baggage tag: رسیدی که شرکت هواپیمایی برای شناسایی بار چک شده، صادر می نماید.
Excess Baggage: باری که از نظر وزنی و یا تعداد چمدان بیش از حد مجاز می باشد.


* لغات و اصطلاحات عمومی تر:


Booking: یک اصطلاح عام برای ذخیره جا می باشد.
AM: به زمان بین نیمه شب و ظهر اطلاق می شود.
PM: به معنای بعد از ظهر می باشد که ساعات بین ۱۲ ظهر تا ۱۲ شب را شامل می شود.
Invoice: صورتحساب، که شامل جزئیات کالا و خدمات ارائه شده می باشد.
Optional: انتخابی و به دلخواه – هر محصول و خدماتی که شامل نرخ پایه پکیج مسافرتی نمی باشد و بنا به نیاز مسافر می توان از آن خدمات و یا محصولات استفاده کرد. در بعضی مواقع رایگان و در بعضی منوط به پرداخت هزینه اضافی می باشد.
-
مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه مِنو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم "داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه اش را نگذاشته بود پشت گوش!
ساده بود، ساده شبیه زنهایی که در داستانهای محمود دولت آبادی دل میبرند!
باید چشمانش را میدیدم اما سرش را بالا نمی آورد.
همه را صدا میکردم قهوه شان را ببرند اما قهوه این یکی را خودم بردم،
داشت شاملو میخواند و
بدون اینکه سرش بالا بیاورد تشکر کرد.
اما نه!
باید چشمانش را میدیدم
گفتم ببخشید خانوم؟
سرش را بالا آورد و منتظر بود چیزی بگویم اما
اما چشمان قهوه ای روشن و سبزه ی صورتش همراه با مژه هایی که با تاخیر بازو بسته میشدند فرمان سکوت را به گلویم دوخت ،طوری که آب دهانم هم پایین نرفت.
خجالت کشید و سرش پایین انداخت و من هم برگشتم و در بین راه پایم به میز خورد و سینی به صندلی تا لو برود چقدر دست و پایم را گم کرده ام.
از فردا یک تخته سیاه گذاشتم گوشه ای از کافه و شعرهای شاملو را مینوشتم!
همیشه می ایستاد و با دقت شعر ها را میخواند و به ذوقم لبخند میزد.
چند بار خواستم بگویم من را چه به شاملو دختر جان؟!
این ها را مینویسم تا چند لحظه بیشتر بایستی تا بیشتر ببینمت و دل از دلم برود!
شعرهای شاملو به منوی کافه هم کشید و کم کم به در و دیوار و روی میز و.. .
دیگر کافه بوی شاملو را میداد!
همه مشتری مداری میکردنند من هم دختر رویایم مداری!!!
داشتم عاشقش میشدم و یادم رفته بود که باید تا یک ماه دیگر برگردم به شهرستان و پول هایی که در این مدت جمع کرده ام خرج عمل مادرم کنم
داشتم میشدم که نه، عاشق شده بودم و یادم رفت اصلا من را چه به این حرف ها؟ یادم رفته بود باید آرزوهایم را با مشکلات زندگی طاق بزنم
این یک ماه روئیایی هم با تمام روزهایی که می آمد و کنار پنجره مینشست و لته آیریش میخورد تمام شد!
و برای همیشه دل بریدم از بوسه هایی که اتفاق نیفتاد!
مدتی بعد شنیدم بعد از رفتنم مثل قبل می آمده و مینشسته کنار پنجره و قهوه اش را بدون اینکه لب بزند رها میکرده و میرفته.
یک ترم بعد هم دانشگاهش را کلا عوض کرده بود.
عشق همین است
آدم ها می روند تا بمانند..!
گاهی به آغوش یار
و گاهی از آغوش یار..


https://scontent-sea1-1.cdninstagram.com/t51.2885-15/s480x480/e35/c0.31.640.640/13408918_726050504201284_1593843069_n.jpg?ig_cache_key=MTI2ODc2NzY4ODIyNzY2MTU4MA%3D%3D.2.c


چیزهایی هست که نمیدانی/ #علی_سلطانی

aliii_soltaniiii@



--
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
KEEP
CALM
دایایی در بن بست



-
http://vip.opload.ir/vipdl/96/1/hosein1111/photo-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB%B8-%DB%B1%DB%B7-%DB%B1%DB%B0-%DB%B5%DB%B8-%DB%B4%DB%B5.jpg

" مکالمه تصویری منو مخاطب خاصم هرشب قبل از خواب "



--
خــدا رو کـلاََ عشـقِ حـآجـی ...
رقص خنده دار شکلک ها stickman
-
این پست رو هر کی لایک نکنه




فلج مغزی میشه


از من گفتن بود


دیوونه هم خودتونید




--
بچه بودم یه بار دوستم اومد خونمون
یوهو مامان بابام دعواشون شد
قیافمو که دید دستشو گذاشت رو گوشش گفت
نگران نباش من هیچی نمیشنوم ،هنوز رفیقیم

A.M
مشاهده پست‌های بیشتر