سرخط خبرها
(8 ماه پیش) سطح دروازه بانی در فوتبال ایران بالا رفته/ میرزاپور: بیرانوند شایسته پیراهن تیم ملی است(8 ماه پیش) فلاحت زاده: کار سختی داریم اما .../ دربرابر استقلال دست و پا بسته نیستیم(8 ماه پیش) خبر خوش مدیرعامل استقلال قبل از دیدار با سایپا(8 ماه پیش) دیدار هاشمی با وزیر ورزش و جوانان عراق(8 ماه پیش) از دروغ‌ها و قصه‌هایی که گفتند ناراحتم/ نیکخواه‌بهرامی: دوست ندارند در ایران بازی کنم (8 ماه پیش) اردوی سوم تیم ملی کبدی برگزار می شود(8 ماه پیش) در ستایش سرخیو راموس، وارث "خوانیتو"/ آخرین ضربه را محکم تر بزن(8 ماه پیش) حداقل تغییر در ترکیب آبی پوشان؛/ ترکیب احتمالی استقلال برابر سایپا(8 ماه پیش) اوجاقی: هر سال سطح لیگ ووشو بالاتر می‌رود(8 ماه پیش) تعطیلی پنج روزه پرسپولیسی‌ها برای نوروز(8 ماه پیش) آیا کمیته انضباطی با مایلی‌کهن برخورد می‌کند؟ (8 ماه پیش) استقلال بدون مصدوم مقابل لوکوموتیو(8 ماه پیش) تیم ملی تنیس راهی تونس شد(8 ماه پیش) اعتراض سرخابی‌ها به ممنوعیت جذب بازیکن خارجی(8 ماه پیش) بازی ما و نفت جدال بهترین های لیگ است / علی‌عسگری: مشکلات داوری ما را قعرنشین کرد

جملات زیبا فلسفی

همیشه از خود به خوبی یاد کنید
1/4

نتایج زنده فوتبال
صدای بعد گل زدن فعال باشد

-
دکتر شریعتی درباره ی مولا علی علیه سلام می گوید:

درد علی علیه السلام دو گونه است، دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند
و درد دیگر درد [بسیار بزرگتر] ی است که او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای
اطراف مدینه کشانده و به ناله درآورده است.
ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند، اما این درد علی
علیه السلام نیست؛ دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ، تنهایی است، تنهایی که ما آن را نمی شناسیم.
باید این درد را بشناسیم نه آن درد را، که علی علیه السلام درد شمشیر را احساس نمی کند و ما درد علی را احساس نمی کنیم.



جملات زیبا گیله مرد

از خلیل بن احمد خواستند فضیلتی دربارة امیرالمومنین علیه السلام بگوید.

گفت: چه بگویم دربارة کسی که دوستان او از ترسِ دشمنانش ، فضایلش را مخفی کردند و دشمنان او از سر کینه و حسد ، مناقبش را انکار نمودند و با وجود اینکه دوست و دشمن فضایل او را پنهان ساختند، آن‌قدر ظاهر گشته است که شرق و غرب عالم را پر کرده است.

--


امام زمان عج:
چرا به شیعیانم نمی گویید من هم مثل جد بزرگوارم حضرت سید الشهدا علیه السّلام تنها هستم، ایشان در صحرای کربلا تنها ماند من هم در صحراها تنها هستم وهر لحظه ندای ((هل من ناصر ینصرنی))را سر می دهم و کسی به ندای من توجهی نمی کنداز صد نفر یکی از آنها از ته قلب برای فرج من دعا می کند
دوستان در صورت تمایل از سایت توبه بازدیدی داشته باشید
40tobe.com

-
ماجرای تکان دهنده ی آیه غازی دختر 9 ساله که از محاصره داعش گریخت


گزارشی تکان دهنده از ماجرای آیه غازیِ/ آیه؛ دختری ۹ ساله که از محاصره داعش گریخت

امامزاده سید حمزه تبریز در شب قدر میهمانی ویژه داشت که از محاصره
استان نینوا عراق توسط داعش گریخته و در مسیر خانواده خود را جا گذاشته بود

می پرسم اسمت چیست؟ چند سال داری و متولد کدام شهر هستی؟ و او

در جواب می گوید: اسمم آیه غازیِ است و ۹ سال دارم و در استان نینوا

شهر تلعفر کشور عراق به دنیا آمدم.از در تبریز بودنش می پرسم که قبل از

اینکه آیه پاسخ دهد ابوزهرا
سرپرست دختر می گوید: ما به دعوت ستاد

پیشتیبانی مدافعان حرم اداره
اوقاف و امور خیریه به ایران آمدیم تا این کودکان کمی از عراق فاصله

بگیرند.
آرام از آیه می پرسم می خواهی ماجرای زندگیت را برایم بگویی؟ و
او با
نگاه های معصوم و کودکانه اش که حکایت از دردی بزرگ دارد، به جای

جواب دادن به سئوالم شروع به گریه می کند، آرام تر میگویم آیه؟! آیه

چیزی شده؟ بغض گلویش را قورت می دهد و می گوید: به همراه پدرم و

مادرم و سه برادر کوچکتر از خودم در استان رقه زندگی خوبی داشتیم و

پدر می گفت ما مسلمان شیعه هستیم و به ۱۲ امام معتقدیم و اصالتا هم

ترک ترکمن هستیم، به مدرسه رفتم و بهترین دوران زندگی ام را سپری

می کردم و دوستان خوبی در مدرسه داشتم تا اینکه داعشی ها به شهر

حمله کردند و پدرم را کتک زدند و بعد من به همراه خانواده از رقه فرار

کردیم.
دیگر گریه امانش نمی هد، از برادرانش و سن و سال آنها می پرسم

که
جواب می دهد: در زمان حمله داعشی ها من هفت سال داشتم و کم کم
هشت ساله می شدم، داداش کوچکم علی تازه متولد شده بود و جمیل

چهار ساله بود و مهدی یک سال از من کوچکتر بود.
حرف را به درس و

مدرسه می کشانم و اینکه کلاس چندم بوده و آیه چنین
پاسخ می دهد که

به مدرسه می رفتم و کلاس اول را تموم کرده بودم و
می خواستم به

کلاس دوم برم که داعشی ها به شهر و مدرسه مان حمله
و آن را با خاک

یکسان کردند، دوستان خوبی در مدرسه داشتم ولی حالا

حتی نمی دانم هم کلاسی و دوستانم چه شده اند چون داعشی ها بی

رحم اند.
از سرنوشت شهر و دیار و خانه اش پس از حمله داعش جویا می

شوم:
آنها با تانگ و تفنگ به شهر ما آمدند و مردم را دستگیر و اذیت می

کردند،
من به همراه خانواده ام و دو تا از عموهایم از تل عفر فرار کردیم و

به
سنجار آمدیم، آنجا ماندیم ولی چند روز نگذشته بود که داعشی ها به

آنجا
نیز آمدند، به ربیعه فرار کردیم ولی باز به آنجا نیز آمدند و وقتی می

خواستیم از آنجا فرار کنیم من همراه یکی از عموهایم بودم و پدر و مادرم

و
برادرانم و عموی دیگرم و زن عمویم در ماشین دیگری، از محاصره

داعش ه
ا فرار کردیم ولی خانواده ام را دیگر هیچ وقت ندیدم چون راه را

اشتباه رفته
و در کمین داعش افتادند و احتمالا کشته شده اند.هر چند

پرسیدن درباره چنین خاطرات تلخی از یک دختر بچه ۹ ساله بسیار
سخت

است اما وقتی از آیه در مورد زمان این اتفاقات می پرسم، با همان

نگاه معصوم کودکانه اما پر از درد پاسخ می دهد: تقریبا دو سال پیش بود،

من از آن شب به بعد دیگر خانواده ام را ندیدم، هیچ کس دیگر هم ندیده،


من از آن شب مادرم، پدرم و برادارنم را از دست دادم و تنها و بی کس

ماندم، همه خانواده ام یک جا رفتند و دیگر نیامدند و با گریه می گوید دلم

برای محبت ها و آغوش مادرم تنگ شده است.

یاد دعا و راز و نیازش می افتم و می گویم آیه در این شب رحمت و نزول
قرآن از خدا چه می خواهی و آیه با تمام معصومیتش به جای فکر کردن به


بازی ها و دل مشغولی های کودکانه، با یک کلمه جوابم را می دهم و می


گوید: عائله ام را می خواهم و در جواب سئوال من که می پرسم آرزوی

دیگری نداری؟ می گوید من از خدا هیچ چیز نمی خواهم جز اینکه داعشی


ها بمیرند و وجود نداشته باشند تا بچه ها آزاد باشند و بتوانند در کنار پدر و


مادرشان زندگی کنند و با همسن و سال هایشان بازی کنند.

از آیه خداحافظی می کنم و با خود می اندیشم خدایا این کودک ۹ ساله چه

دل بزرگی دارد که در فراق عزیزانش این گونه ایستاده است و ناخودآگاه

به
یاد مصیبت های حضرت رقیه (سلام الله علیها) دخترک دردانه سید و سالار
شهیدان، امام حسین(ع)در صحنه کربلا می افتم، آیه نیز همچون دردانه

حسین (ع) تمام عزیزانشان را بی دینان سفاک تکفیری گرفته اند.

در همین افکار سیر می کنم که نگاهم به اطراف می افتد، چه آرامش و ثبات قلبی دارم در این دل شب، فارغ از اضطراب و هیاهوی هر تجاوز و تعدی، آزادانه در خیابان های شهرم قدم برمی دارم و در نیمه شب قدر نوزدهم رمضان بی هیچ دغدغه ای و در کنار دیگر مردمان دیارم، زندگی را با تمام سختی ها و خوشی های معمولش می گذارنیم، بی آنکه نگرانی از باب نگاهی ناپاک به مال و جانمان داشته باشیم.آری، من و امثال من آرامش و امنیت امروز خود را مدیون جوانانی هستیم که افتخارشان به لقبشان "مدافعان حرم" است، آنانی که بی ادعا لباس رزم برتن کرده و در مقابل داعش و داعشی ها به جنگ برخاسته اند تا دخترکان ایران زمین مثل دختران و کودکان معصوم عراقی و سوری آواره و یتیم نشوند .عزیز آنها را از خدا می خواست.





--


امام زمان عج:
چرا به شیعیانم نمی گویید من هم مثل جد بزرگوارم حضرت سید الشهدا علیه السّلام تنها هستم، ایشان در صحرای کربلا تنها ماند من هم در صحراها تنها هستم وهر لحظه ندای ((هل من ناصر ینصرنی))را سر می دهم و کسی به ندای من توجهی نمی کنداز صد نفر یکی از آنها از ته قلب برای فرج من دعا می کند
دوستان در صورت تمایل از سایت توبه بازدیدی داشته باشید
40tobe.com

-
افسران - بیشتر مراقب باشیم .!.

--


امام زمان عج:
چرا به شیعیانم نمی گویید من هم مثل جد بزرگوارم حضرت سید الشهدا علیه السّلام تنها هستم، ایشان در صحرای کربلا تنها ماند من هم در صحراها تنها هستم وهر لحظه ندای ((هل من ناصر ینصرنی))را سر می دهم و کسی به ندای من توجهی نمی کنداز صد نفر یکی از آنها از ته قلب برای فرج من دعا می کند
دوستان در صورت تمایل از سایت توبه بازدیدی داشته باشید
40tobe.com

-




--


امام زمان عج:
چرا به شیعیانم نمی گویید من هم مثل جد بزرگوارم حضرت سید الشهدا علیه السّلام تنها هستم، ایشان در صحرای کربلا تنها ماند من هم در صحراها تنها هستم وهر لحظه ندای ((هل من ناصر ینصرنی))را سر می دهم و کسی به ندای من توجهی نمی کنداز صد نفر یکی از آنها از ته قلب برای فرج من دعا می کند
دوستان در صورت تمایل از سایت توبه بازدیدی داشته باشید
40tobe.com

-
افسران - "صدقه "

--


امام زمان عج:
چرا به شیعیانم نمی گویید من هم مثل جد بزرگوارم حضرت سید الشهدا علیه السّلام تنها هستم، ایشان در صحرای کربلا تنها ماند من هم در صحراها تنها هستم وهر لحظه ندای ((هل من ناصر ینصرنی))را سر می دهم و کسی به ندای من توجهی نمی کنداز صد نفر یکی از آنها از ته قلب برای فرج من دعا می کند
دوستان در صورت تمایل از سایت توبه بازدیدی داشته باشید
40tobe.com

-
افسران - مشق عشق  دست نوشته ای از شهید کابلی ))نوشت٬ خواند و عمل کرد))

افسران - پوستر بسیجی شهید حسین همدانی



--


امام زمان عج:
چرا به شیعیانم نمی گویید من هم مثل جد بزرگوارم حضرت سید الشهدا علیه السّلام تنها هستم، ایشان در صحرای کربلا تنها ماند من هم در صحراها تنها هستم وهر لحظه ندای ((هل من ناصر ینصرنی))را سر می دهم و کسی به ندای من توجهی نمی کنداز صد نفر یکی از آنها از ته قلب برای فرج من دعا می کند
دوستان در صورت تمایل از سایت توبه بازدیدی داشته باشید
40tobe.com

مشاهده پست‌های بیشتر