نام کاربری : khodamam


قابلیت تشخیص شباهت روانشناسی
توسط این کاربر غیرفعال شده است
-
انگار بزنی تو گوش یه بچه ی سه چهار ساله و بعد بگی،خاله بازیت دروغه...
کسی خونه تو مهمون نمیاد...

تو اصلا خونه نداری...

عروسکات اصلا جون نداره که بخواد تورو دوست داشته باشه...
پلاستیکیه...
نگا این پاشه،کنده میشه...

این دستشه ،کنده میشه...

چشاش نقاشیه...

تو اصلا چجوری بااین حرف میزدی!!!؟؟؟

واون فقط زل بزنه تو چشماتو با صورت سرخ از سیلی هیچی نگه...

فقط اشک بریزه...

فقط اشک بریزه...


هعی روزگار...





--
مثل بیدی که به هر بادکمی میلرزد
شانه هایم پی هر درد و غمی میلرزد...

-
تو قلب من تویی و جای دیگه نیست
دله تو مثل خیلیای دیگه نیست
تو هرچی باشی قلب من میمونه پات
ببین چقدر افاقه کرده خوبیات
کی گفته تو برای قلب من کمی
تمومه زندگیم تویی تو قلبمی
یه عمره تو دلم اسیر قلبتم
تو مقصدی و تو مسیر قلبتم
تو قلبمی ، تو قلبتم
عاشقت شدم عمیقه حس بینمون
حسرتش میمونه روی قلب خیلیا...
دست من که نیست تمومه زندگیم تویی
حس بینمونو دست کم نگیریا...



عاشقت شدم عمیقه حس بینمون...




--
از دست دیگران به کناری گریختم
از دست خویشتن به کجا می توان گریخت
-
شاملو می گوید:
بترس از او که سکوت کرد وقتی دلش را شکستی،
او تمام حرف هایش را جای تو به خدا زد...
و خدا خوب گوش می کند،

وخوب تر یادش میماند...

خواهد رسید روزی که،
خدا تمام حرف های او راسرت فریاد خواهد کشید...
و تو آن روز درک خواهی کرد که

چرا گفته اند:
دنیا دار مکافات است!!!


دنیا دار مکافات است...




--
از دست دیگران به کناری گریختم
از دست خویشتن به کجا می توان گریخت
-
به آدم مظلوم میگن پخمه ...

به صبور میگن بی بخار ...

به مهربون میگن اسکل...

همینجوری گند زدیم به انسانیت...


هه...








--
از دست دیگران به کناری گریختم
از دست خویشتن به کجا می توان گریخت
-
راضی ام!!!!
به هر چی اتفاق افتاد!
که اگه خوب بود زندگیمو قشنگ کرد...

و اگه بد بود منو ساخت...

مدیونم!!!!!!!

به همه ادمای زندگیم!

که خوباشون بهترین حس هارو بهم دادن،
و بدهاشون بهترین درس هارو...
ممنونم!!!!!

از زندگی!
که بهم یاد داد همه شبیه حرفاشون نیستن،
و همیشه اونطوری که میخوایم پیش نمیره...



راضی ام...




--
از دست دیگران به کناری گریختم
از دست خویشتن به کجا می توان گریخت
-
تا به کی باید رفت...
از دیاری به دیار دیگر...
نتوانم،نتوانم جستن...
هر زمان عشقی و یاری دیگر ...
کاش ما آن دو پرستو بودیم...
که همه عمر سفر می کردیم...
از بهاری به بهاری دیگر...


تا به کی...




--
از دست دیگران به کناری گریختم
از دست خویشتن به کجا می توان گریخت
مشاهده پست‌های بیشتر