جملات زیبا فلسفی

اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان، تو را غافلگیر کند، درست مانند آغاز
1/4
سرخط خبرها
(7 ماه پیش) سطح دروازه بانی در فوتبال ایران بالا رفته/ میرزاپور: بیرانوند شایسته پیراهن تیم ملی است(7 ماه پیش) فلاحت زاده: کار سختی داریم اما .../ دربرابر استقلال دست و پا بسته نیستیم(7 ماه پیش) خبر خوش مدیرعامل استقلال قبل از دیدار با سایپا(7 ماه پیش) دیدار هاشمی با وزیر ورزش و جوانان عراق(7 ماه پیش) از دروغ‌ها و قصه‌هایی که گفتند ناراحتم/ نیکخواه‌بهرامی: دوست ندارند در ایران بازی کنم (7 ماه پیش) اردوی سوم تیم ملی کبدی برگزار می شود(7 ماه پیش) در ستایش سرخیو راموس، وارث "خوانیتو"/ آخرین ضربه را محکم تر بزن(7 ماه پیش) حداقل تغییر در ترکیب آبی پوشان؛/ ترکیب احتمالی استقلال برابر سایپا(7 ماه پیش) اوجاقی: هر سال سطح لیگ ووشو بالاتر می‌رود(7 ماه پیش) تعطیلی پنج روزه پرسپولیسی‌ها برای نوروز(7 ماه پیش) آیا کمیته انضباطی با مایلی‌کهن برخورد می‌کند؟ (7 ماه پیش) استقلال بدون مصدوم مقابل لوکوموتیو(7 ماه پیش) تیم ملی تنیس راهی تونس شد(7 ماه پیش) اعتراض سرخابی‌ها به ممنوعیت جذب بازیکن خارجی(7 ماه پیش) بازی ما و نفت جدال بهترین های لیگ است / علی‌عسگری: مشکلات داوری ما را قعرنشین کرد

نتایج زنده فوتبال
صدای بعد گل زدن فعال باشد

نام کاربری : mahdiyar
آقا مجرد , 24 ساله
ساکن تهران
تحصیلات دیپلم دبیرستان

برای تشخیص شباهت روانشناسی خود
و این کاربر وارد پارس یونیت شوید
-



جمعه ها
بیشتر از هرروز دیگر
نگرانت میشوم...
میترسم دلت بگیرد
و کسی را نداشته باشی
تاغصه هایت را به جان بخرد!
.
.
جمعه
یک جنگ نود و شش ساعته است
شروعش سه شنبه
ظهرش چهارشنبه
و غروبش پنج شنبه... شب که می رسد
بازمانده های این جنگ غریب را
به اسارت می برند
و برای کشتگان
سیگار خیرات میکنند...
.
.
عاشق ها
به عصر جمعه مدیون اند
و گرنه کسی نمی دانست
شش روز مُردگی
یک روز زندگی هم می خواهد
نفس کشیدن
بدون دلتنگی که نمی شود
.
.
سخت نیست
اصلا سخت نیست از روی شانه ام
تاب بخوری روی دستم
توی چشمهایم زل بزنی و بگویی
حواست هست امروز جمعه است؟!
سخت نیست
بگویم مگر حواس گذاشته ای؟
سخت نیست چنان ببوسمت که جمعه در تقویم از خجالت سرخ شود گونه اش!
سخت نیست...
جمعه ها صدایت کنم و بگویم من رفتم!
بگویی کجا؟
بگویم قربان عطر تنت!!
سخت نیست من و تو این طور
جان جمعه را بگیریم؛
قبل از اینکه بفهمد غصه را چطور توی دلهایمان جا کند!
سخت نیست
فقط دستت را به من بده!
راستی...
من رفتم!
.
#حامدنیازی
.
.
میوه ها که می پَلاسید
مادرم آنها را مُربّا می کرد؛
میوه های پَلاسیده
می شدند شیرینی صبحانه جمعه ها ...
.
کاش یکی بیاید
دلتنگی جمعه ها را
مُربّا کند
شیرین کند
بعد تعارفمان کند ...!
.
.
تقویم یک هفته را پاره پاره کن
تکه تکه اش را به باد بسپار
قسم میخورم باد تکه ی عصر جمعه اش رابرای من بیاورد !
غم ...
غمگین
را میشناسد!
.
#حامد نیازی
.
کلی شبکه ی اجتماعی هست.ولی من اینجا موندم به امید برگشتنت
برگرد
-

شبیهِ آخرین سیگارِ قبل از ترک، دلچسبی!
.
.
نازی ها تانک داشتند
روس ها توپ
انگلیسی ها با لبخند
گندم زارهایمان را درو کردند...
و تو
از کدام کشوری
که با دست خالی،
مرا غارت کردی؟!
.
.
چشمــانت را
زمین بگذار ...
بیا با دست خالی
بجنگیم!
.
.
شعر
فـقط بـهانه است ؛
دارم
بُلــند بُلــند
بـه تُ فکــر میـکنم...
.
.
تو
دیگر
بدرد ِ
دوست داشته شدن نمیخوری
باید عاشقت شوم ..
.
.
کار دلم تمام است
مثل نقشه ی لو رفته ی یک گنج
"دوسٺـش دارم و می داند"...
.
.
مبادا ردِ لب هایت،
روىِ فنجانهاى كافه ها جا مانده باشد...
مبادا بچشد غریبه اى طعمش را!
.
.
توی تنهاییِ خودم بودم ...
یک نفر آمد و سلامی کرد
توی این شهرِ خالی از مردم ...
یک نفر داشت کودتا می کرد
یک نفر داشت زیر خاکستر
آتشی تازه دست و پا می کرد
من به تنهاییِ خودم مومن ...
یک نفر داشت کودتا می کرد
یک نفر مثل من پُر از خود شد
یک نفر مثل زن پُر از زن شد
از همان جاده ای که آمد رفت
رفت و اندوه برنگشتن شد .....
. .
این چنین که آمدی
گویی که معجزه شد
.
این چنین که رفتی
معنیه عذاب را فهمیدم
#مهدیار
.
.
دیگه نمی‌شه شب توی‌ كوچه زد زیر آواز،
یا می‌گن دیوونه‌س
یا می‌گن لاته...
یكی‌ نمی‌گه:
دلش گرفته!
.
.
فریادهای زده نشده
یواش یواش می شود...
همان خط های
روی دست !
.
.
من آنقدر تو را دوستت دارمکه جایم در " گینس " خالیست...
ایدی انستاگرام:mahdi_yar23
-



#حرف دلتونو
ساعت 9بذارین دمه در
.
.
یک مرد معمولا
برای به دست آوردن است
که می گوید:
دوستت دارم...
زن ها اما
وقتی می گویند:
دوستت دارم
که دیگر چیزی برای
از دست دادن ندارند... .
.
بودنت هم دیگر
مرا باز نمی گرداند
آنچه نباید
اِتفاق افتاد ..
مَن
دیگر
تَن
داده ام
به تَنهایی! .. .
.
شعرهایمان
فرزندانمان بودند.
یتیمشان نکن!
برگرد...
.
.
صبر کردن تا مُردن
که دیگر نامش زندگی نیست
.
.
می‌دانم که ما خلق شده‌ایم،
تا به دیگران #کمک کنیم...
.
اما نمی‌ دانم
که دیگران برای چه خلق شده ‌اند...؟ .
.
من فکر می‌کردم
سال‌ها باید یکی یکی سپری شوند
تا هر بار آدم یک سال بزرگ‌تر شود..!
اما این طور نیست
این اتفاق در یك شب رخ می‌دهد.
.
.
ِمی بخشم
نه اینکه مقدس باشم
از متنفر بودن خسته ام
.
.
فراموشی در راه است
-

" تو دیوونه ای ..." راچطور
می گفتی که
هیچ کس نمی تواند .!!!؟
.
.
در
من
آوازهای پرنده ایست
لال !
.
.
_تو واقعا از من نفرت داری ؟
_نه من از خودم#متنفرم
_چرا ؟
_به خاطر اینکه
به خودم اجازه دادم که#عاشق تو بشم
.
.
از گرگ و میش صبح هایم
فقط گرگ#خاطرهایش مانده است
هر روز دریده شدن سخت است
#سخت...
.
.
وقتی برای اولین بار دیدمش...!
هرگز فکرش را هم نمیکردم
که"او"
همان کسی ست که بعدها،
بارها برایش#بمیرم...!
.
.
همه ما دیوانه به دنیا می آییم،
بعضی ها همانطور باقی می مانند !
.
.
چیزی نگو
آنچه امروز آزارت می دهد
روزی دلتنگت می کند
غژ غژ صندلی پدر
زنگ صدای تو وقتی داد می زنی
خس خس سینه ام وقتی#گریه می کنم
.
.
هرچه بیشتر
احساس#تنهایی کنید
احتمال شروع یک
رابطه#احمقانه بیشتر است!
.
.
#عشق همین است
همین که تو چاقویی هستی
که من دائما در زخمهایم
پیچ و تابش میدهم...!
.
.
آخرم را
شنیده اى اما...
در دلت هیچ التهابى نیست
با تــــو مرگ و
بدون تـــــو مرگ است
#عشق را هیچ انتخابى نیست
-



بهم گفت اعتراف كن
گفتم میترسم بمیرم
گفت چرا
گفتم میترسم بمیرم، مادرم بیاد بالا سرم هی گریه كنه.
دهنش خشك بشه، موهاش پریشون بشه، صورت زیباش بهم بریزه..
"میترسم بمیرم پدرم بیاد بالا سرم، ببینم كمرش خم شده، با دستش هی میزنه تووو سرش، میگه چشاتو وا كن بابا جان، چشاتو واكن عمر من.
میترسم رفیقم بیاد بگه فلانی، این رسمش نبودا.
ما قول و قرار داشتیم مشتی ما با هم دست رفاقت داده بودیم رفیق
گفت همین
گفتم نه
میترسم بمیرم اونیكه یه روزی ته نامردی رو كرد بود؟بیاد... اما جلو نیاد.
اون عقب وایسه بگه
منو ببخش منو ببخش
و من دیگه نشه بهش بگم فلانی
من تو رو همون روزی كه رفتیی....بخشیدم
فقط نمیدونم چرا تهش... آه كشیدم
فقط نمیدونم چرا دیگه یه روز خوش هم ندیدم.
ولی یادمه
یادمه كه بخشیدم.
اما اون هنوز با خودش حرف بزنه و بگه
كاش زودتر زنگ میزدم، كاش آدم بودم، كاش دلت رو نشكسته قودم، اصلا كاش من جای تو رفته بودم. كاش من مرده بودم
میترسم بمیرم
من هنوز با خیلیا كار دارم
هنوز چشمای مادرم رو دوست دارم
هنوز عمر پدرمم
میترسم بمیرم

-

ما از عروسكها كمتریم!
آنها مرده بودند و
زندگى میكردند؛
ما زندگى میكنیم و
مرده ایم....
مشاهده پست‌های بیشتر